یاد بگیر یکمی ....

ilove you
پيش از آنكه واپسين نفس را برآرم،
پيش از آنكه پرده فرو افتد،
پيش از پژمردن آخرين گل،
برآنم كه زندگي كنم
برآنم كه عشق بورزم،
برآنم كه باشـم...
«مارگوت بيكل»
به نام انكه غربت را بنا كرد
تو را از من مرا از تو جدا كرد
سلام
عشق يعني شعر ناب زندگي
موج ديدن در سراب زندگي
مهرباني دوستي مهرو صفا
لب فشاريم در كتاب زندگي
عشق يعني گريه ي شب تا سحر
نفرت از جادوي خواب زندگي
در جواني دوري از مرداب نفس
دوري از تنگ حباب زندگي
عشق يعني سايبان افراشتن
در بيابان خراب زندگي
عشق يعني گم شدن در موج نور
در شب بي افتاب زندگي
ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می کشد اخر مرا این ﭙا وآن ﭙا کردنت می ﭙسندی بی تو بنشینم در آتش روز وشب یا که یادت رفته با عاشق مدارا کردنت می دهی دلتنگیم را در شب مستی به باد غنچه های باغ لبها را شکوفا کردنت هر کجا باشد دلم را با تو تقسیم می کنم خوش ندارم بیش از این اینجا و انجا کردنت گرچه رسوای توام ناچار بنشین با دلم تا ببینی نیستم در بند رسوا کردنت چشم هایم را بدست اور نگاهم را ببین
سرد مهری هاست حتی در تماشا کردنت
عشق چیست ؟
مگر عشق واژه تنهایی نیست ؟ مگر عشق درک غربت نیست؟ مگر
عشق در گوشه ای تنها نشستن نیست ؟ مگر عشق در کالبد دیوانگی
نیست؟ مگر عشق لال شدن نیست؟ مگر عشق به درون خود ریختن
نیست؟ مگر عشق گرداب اتش نیست؟ حیران مانده ام از این عشق
مگر چیست که برایش می توان از جان گذشت ای زیبا پسند که عشق
را زیبا پسندیدی ،عشق را کجا باید جست؟ در کوچه سار شب یا در گام
های افتاب در دیدار یاور کلام هر کجا که هست ان را خواهم جست .
پیرزنی سپید موی و چروکیده صورت با دستانی لرزان و نحیف اما با سرعت و
دقت زیاد ... چنان می بافد کلاف زندگی را که کسی جز او نمی تواند ! گاهی می
شکافد و زمانی سریعتر می بافد ! هر کسی رنگی دارد ... من چه رنگی ام ؟!
این کلاف باید مادرم باشد و آن یکی پدرم ! این حتماً برادرم است !!
و اینها دوستانم هستند !
پس ... کجاست ؟!
نیست ، نیست ! حتماً آن را شکافته است !
آری ، آن قسمت از کلاف زندگی ام را که تو در آن نقش داشته ای
شکافته است !
صورتی ، آبی ، قرمز ، سفید ، زرد ، مشکی ، نارنجی ، بنفش و ...
همه رنگها را دارم !
خدایا آیا تو هم در این کلاف رنگی داری ؟! ...
پیرزن ، مرا طولانی مباف ...
یا زودتر تمامش کن ،
یا بشکاف تمامش را !!
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند.ديه اش نصف ديه توست و
مجازات زنايش با تو برابر
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار
همسرهستي...
براي ازدواجش ــ در هر سني ـاجازه ولي لازم است و تو هر زماني
بخواهي
به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني!
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد.
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر....
و هر روز او متولد ميشود؛عاشق مي شود؛مادر مي شود؛پير مي شودو
ميميرد
وقرن هاست كه او؛
عشق مي كارد و كينه درو مي كند
چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان
جواني بر باد رفته اش را مي بيند
و در قدم هاي لرزان مردش؛گام هاي شتابزده جواني براي رفتن
و درد هاي منقطع قلب مرد؛سينه اي را به ياد مي اورد كه تهي از دل
بوده
و پيري مرد
رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند...
و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد.
زندگی بدون عشق، به درختی میماند بدون شکوفه و میوه.
عشق بدون زیبایی، به گلهایی میماند بدون رایحه و به میوههایی که
هسته ندارند ...
زندگی، عشق و زیبایی، یک روحاند در سه بدن که نه از یکدیگر جدا
میشوند و نه تغییر میکنند.
پس همواره در به روی عشق بگشاییمگاو ما ما مي كرد گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي
زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا
شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح
به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي
زند. موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به
موهاي خود گلت مي زند. ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم
بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و
ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس
هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد
كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت
كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي
شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد. براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين
برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه
ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش
نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما
حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر
شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و
كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي
مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله
ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد. او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت
خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما
خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب
هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.
پسران به ۵ دسته تقسيم ميشوند:
-ظاهر زيبا و مغروری دارند اما باطنشان بر ميگردد به بچه های راه اهن
و مولوی .
نه ظاهر زيبايی دارند و نه باطن زيبايی (البته پسران هيچ وقت نمی توانند باطنی
زيبا داشته باشند و حتی معنای ان را هم نميتوانند درک کنند.(
-ظاهر زيبايی ندارند اما باطنی زيبا ودلنشين و جذب کننده ای دارند که البته:
گشتم نبود نگرد نيست
بعضی پسران هستند که (ببخشيد ؛شرمنده ) خر به دنيا می ايند و گاو از دنيا
ميروند خر به دنيا مي ايند چون از زندگی هيچ چی نمي فهمن و گاو از دنيا ميرن
چون تمام عمرشان را به خردن و خوابيدن مشغول بودن و هيچ گاه سعی نکردند که
چيزی را بفهمند ( البته کار خوبی کردند چون زور بی خود می زدند (
۵-دسته پنجم پپرانی هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار می کنند اما در
باطنشان دوس دارند دختر باشند که اين خصلت در صحبتها و اسامی که برای
خودشان در نظر مي گيرند کاملآ مشخص است . به عنوان مثال:
پيشی ملوسه
پيشی را برای ظاهر در نظر گرفته که بگويد من سبيل دارم پس مردم اما کلمه ی
ملوسه ظاهرش را مشخص مي کند چون همان طور که عزيز عزض فرمودند :
کلماتی مانند عروسکم؛ملوسکم؛خوشکلم؛نازم ؛عزيزم و...... برای دختران به کار می رود .
يه کلمه هم از زبون مادر شوهر
مردان هيچ قدرتی ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ی زنانه.
اما اگر بخواهی احساسی برخورد کنی می فهمی درست است (اما مردان قديم(چون:
انها سبيل دارند از نوع در رفته و بلندش
ريش دارند از نوع پر پشتش
مو دارند از نوع فرفری و بلندش
هيکلی دارند بلا نسبت فيل(داداش کوچيکه و اين حرفها(
شايد همه ی اينها نشان دهنده ی قدرت باشد اما خوووووووووووب در پسران
امروزی که نگاه کنی:
نشانی از ريش و سبيل نمی بينی
ريششان را به دليل مد سه تيغه ميکنند وبه جای ان خطی ميگذارند به نام خط ريش
( ان هم برای اين که مردم بفهمند اينها خانوم نيستند و مثلآ اقا تشريف دارند (
موهای فرفری هم از مد افتاده
و به جای ان از وسايلی از قبيل کلاه گيس؛ سشوار ؛ ژل و کتيرا و ...... استفاده
ميکنند.(البته بعضی ها برای اين که نشان دهند هنرمند هستند موهای خود را تا
منتها اليه شانه ها يا کمر خود بلند ميکنند(
ديگر از ان هيکل و شکم خبری نيست چون تمامی پسران به باشگاه بدنسازی
ميروند و هر کدام به جای وانت پيکان که با ان کار کنند اسبی دارند که سوارش
ميشوند و موهای خود را بر باد ميدهند.
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنياد مکن تا مکنی بنيادم
پس این سوال بر همگان به وجود ميايد که این موجودات جرا زنده هستند و همچنان
نفس ميکشند؟؟؟
ايا اين همآن خشم و غضب خدا نيست؟
ايا اين همان عذاب الهی نيست؟
چه عذابی از اين بالاتر که پسری به دختری بگويد دوست دارم؟
اين همانند انی است که عزراييل به فردی لبخند بزند و بگويد عزيزم بيا بغلم.
خبر جديد:
طبق امار گرفته شده به نتيجه رسيده ايم که اکثر دخترانی که والدينشان نفرينشان
ميکنند و به قول معروف اق والدين ميشوند دچار اين گونه عذابها ميشوند .
اخطار:
به تمامی دختران توصيه ميشود هر گاه به همچين موجودی برخورد کرديد ميتوانيد از کلمه ی بپر استفاده کنيد چون انها ميپرند.
اقايان متفکر
تا حالا اقايی رو ديدين در حال فکر کردن باشه ؟ ؟؟؟من که هر وقت ديدم اين قدر
خنديديم که انگار خنده دار ترين جک دنيا را برام گفتن.
بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن با سبيلهاشون ور ميرن و اونها را ميکنن طوری
که وقتی فکرشون تموم شد و خواستن راه برن ميبينن تعادلشون به هم ميخوره .
بعضی از اقايون وقتی می خوان فکر کنن دستشون رو ميگيرن به دو طرف
صورتشون وهی دستاشون رو بالا پايين ميکنن مثل اين که دارن صورتشونو
ميشورن طوريکه وقتی فکرشون تموم ميشه صورتشون پوست انداخته وبايد
۱۰۰۰۰ تا پماد خرجش کنن.
بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن تا منتها اليه انگشتانشان را داخل بينی فرو کرده
و ميچرخانند طوری که اشغالهای بينی که سهله؛مايه ی برون مغزی و درون مغزی
هم مياد بيرون.
بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن بدنشان به خارش ميافتد از نوک انگشتان پا تا
فرق سرشان که شپشها کيلو کيلو از ان ميپرند بيرون.خلاصه اينکه کوره های روی
پوستشون کنده ميشن.
خلاصه اقايون با فکر کردناشون کارای خنده دار ديگه ای هم هست که انجام ميدن
اما چون ميترسم روده تون از خنده بترکه فعلآ نميگم .
فوايد فکری در اقايان:به پوست اندازی ونظافتشان کمک ميکند. در روحيه و
اخلاقشان بسيار موثر است باعث ساکت شدن انها ميشود برای اصلاح صورتشان
مفيد است.
نتيجه گيری اخلاقی:هر وقت احساس کرديد مردی احتياج به نظافت عمومی دارد
به او سوژه ای برای فکر کردن بدهيد.
استدلال ثابت شده اين قضيه:
اقايان زياد فکر ميکنن اما هيچ وقت نتيجه نمي گيرند از فکرشان .
اقايان حرف زياد ميزنند ولی اهل عمل نيستند هيچ کدامشان.
اعتماد به نفس کاذب در پسران
اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما
اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را
مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را مشاهده کرديد که مبتلا
است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماری:
۱-:گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.
۲-:طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
۳-:تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .
۴-:ايستادن زياد رو به روی اينه.
۵-:استفاده از جملاتی شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
۶-:مخالفتهای پی در پی.
۷-:پايين بردن شخصيت دختران برای تقويت روحيه.
۸-:خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن(دوپينگ(
۹-:روزی ۵۰ دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون يا کاست ضبط
شده توسط مامان جون.
۱۰-:خواندن کتابهبيی از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژی درمانی
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم
و.......
۱۱-:زدن وبلاگهای تک نفره به عنوان حزب پسران دختر ستيز.(همچين ميگه
حزب ادم فکر ميکنه با يه هييت طرفه در صورتيکه نويسنده و خوانندش يه نفره)
به اميد بهبودي همه پسرا
مواد لازم : يك عدد شازده پسر عاشخ! يك عدد گل دختر نجيب ... يك عدد مادر اكتيو ... (در خواستگاري هاي سنتي عاشخيت پسر جاي بحث دارد !!!)
ابتدا مواد لازم را تهيه مي كنيم... اين بحث در اين مقوله يا مقاله يا مقال مجال نمي دهد.
ابتدا مادر اكتيو تلفن را برداشته و به خانه گل دختر نجيب تيليف ميزند . (اين در صورتي است كه مادر اكتيو همسايه گل دختر نباشد ، كه در اين صورت مي تواند زر زر صداي زنگ خانه گل دختر رابه صدا در بياورد . يا اينكه قيژ قيژ پاشنه در را)
زررر... (يا قيييژژژژ)
الو بله... خانه يك عدد گل دختر... بفرماييد:
سلام عليكم!! شنيديم (يا ديديم) كه شما يك دختر تپل مپل سفيد مفيد... مثل هلو... مثل پنجه آفتاب دم بخت با شرايط مناسب داريد. كي مي تونيم بياييم يه عالمه مزاحم بشيم؟
توجه نكته مهم ××
اين تيليف اول بسيار مهم است. شما مادر شازده پسري كه احيانا نشريه موازي را مي خواني... لطفا خوب گوش كن... كمال ادب را به خرج بده از روده درازي زيادي بپرهيز. اطلاعات جامع و كامل بده. سعي كن در كمال ادب اطلاعات بگيري. از چاخان پاخان و خالي بندي جدا ً بپرهيز... مدت مكالمه بيشتر از ده دقيقه نشود. مادر جان دقت كن آخر مكالمه زمان تلفن بعدي با روز و ساعت و ثانيه، براي شرفياب شدن يا نشدن را مشخص كني... و بهتر است همين فردا باشد نه شصت صد سال بعد...
فردا just on time مادر شازده پسر ...> زررر...
الو بله... خونه همون گل دختر نجيب و سفيد مفيد تپلي كه احيانا دوست پسر نداشته و قبول كرده بياييد دستش رو ببوسيد... بفرماييد:
مادر شازده پسر: پس قبول كرده كه ببوسيم... كي ببوسيم؟
مادر شازده پسر سعي كند ظرف سه روز آينده وقت بگيرد و به ناز كردن مادر گل دختر توجه نكند...
زرررر....
صداي زنگ در خانه گل دختر نجيب كه حالا كمي سرخ شده... بفرماييد:
(فرهنگ گل و شيريني: 1_آدم هاي پررو دفعه اول كه خانه كسي براي امر خير
مي روند... چيزي نمي برند و اين امر از طرف باقي آدم هاي پرروتر توجيه شده
است... نگارنده چون پررو نيستم اظهار نظري نمي كنم. 2_ گل آوردن به منزله
اين است كه خانواده گل پسر با ادبند و قشنگي گل با سليقه طرف ارتباط مستقيم
دارد (در ابتدا و انتهاي امر ازدواج از خسيس بازي بپرهيزيد) همچنين اوردن گل
اين معنا را هم مي تواند داشته باشد كه خانواده شازده پسر همچين بگويي نگويي
بوسيدن دست گل دختر زير دندانشان مزه كرده است و تمايل دارند براي آشنايي
بيشتر باز جلسه ديگري تشريف بياورند 3_شيريني آوردن اصولا در مراحل انتهايي
خواستگاري صورت مي گيرد و به منزله آن است كه شازده پسر همش از دست
بوسيدن خالي خسته شده و گل دختر همه جوره مورد پسند واقع شده ... پسنديده
ديگه... چرا متوجه نيستيد... پسنديده ... همين جا پرانتز فرهنگ گل و شيريني
را مي ينديم و وارد خانه گل دختر مي شويم ..بعدا با پرانتز فرهنگ چايي خدمت
مي رسيم ...)
زرررر....
بفرماييد: شازده پسر سعي كند كاكل هايش را آب و روغن بزند. حتي الامكان كت
و شلواري از در و همسايه. دوست و رفيق جور كرده، بپوشد كه نشان بدهد عرضه
كت و شلوار پوشيدن دارد همچنين خودش دسته گل را به دست بگيرد كه در غير
اينصورت نبايد از عروس خانم توقع چايي آوردن داشته باشد و ما تحتش نسوزد
زماني كه به جاي عروس خانم مادر يا خواهر يا عمه و خاله اش چايي اوردند و
شازده پسر عرق ريزان سرش را بالا آورد و به جاي گل دختر پنجه آفتاب پيرزني
را ديد كه لبخند جگر سوز مي زند! پس براي جلوگيري از كنف شدن بهتر است از
اول دسته گل را خود شازده دستش بگيرد كه چيزي كه عوض دارد گله ندارد!
مادر شازده پسر سعي كند موقعيت استراتژيكي را براي نشستن انتخاب كند به
طوري كه اگر خواست وسط مجلس براي پسرش چشم و ابرو بيايد و نظر شازده
پسر را جويا شود... خانواده گل دختر وي را نبينند... يا اگر پسر خواست سوالي
فرمايشي تقلبي از وي بستاند مشكلي پيش نيايد. پس نتيجه مي گيريم مادر و پسر قند
عسل نبايد از هم زياد دور بنشينند. زياد هم ور دل هم نباشند كه مبادا شازده انگ
بچه ننه اي بخورد!
بعد از ده الي پانزده دقيقه صحبت درباره وضعيت اب و هوا و گراني و بيكاري
جوانان و نوه هاي طرفين و احيانا زلزله (اين قسمت براي نشان دادن به روز بودن
مطلب در اين قسمت اضافه شده است) بايد مادر شازده پسر با هر ترفندي كه شده
از نظر شازده مطلع شود و تصميم بگيرد كه بحث پيرامون امر خير را شروع كند
يا نكند در غير اينصورت ممكن است حوصله دختر خانم سر برود و مجلس را به
نشانه اعتراض ترك كند (فرهنگ چايي: شازده پسر كاكلي ميتواند در اين قسمت
از فرهنگ چايي استفاده كند و بر مبناي قرار داد از پيش تصويب شده اگر دختر
مورد پسند واقع نشده بود چايي را نصفه بنوشد و اگر پسنديده بود اشكالي ندارد كه
استكان را هم قورت دهد... البته هر خانواده مي توانند از قبل براي خودشان ترفند
هاي ديگري هم طراحي كنند) فرض مي گيريم كه بحث شروع ميشود
مادر شازده پسر چهار تا سوال حسابي بپرسد و بحث داغي را راه بياندازد. نگارنده
پيشنهاد ميكنم كه اين جلسه همه با هم و در حضور يكديگر به تبادل انديشه و ابراز
عقيده بپردازند تا مشخص شود كه گل دختر و شازده پسر توانايي اظهار عقيده در
يك جمع خانوادگي را دارند يا نه! ( نه كه دختره و پسره را در يك اتاق كرده و
خودتان فال گوش بايستيد...) بعد از حدود 45 دقيقه الي يك ساعت... ديگر گل
پسر بسش است و بايد بداند كه ياتاق انداختن كافي است... و توجه داشته باشد كه با
كت و زير شلواري كه نيامده است... دست والده مكرمه را بگيرد و به خانه اشان
برود كه كلي فك و فاميل منتظر اظهار نظرشان هستند!
نكته اساسي مهم > خانواده شازده پسر اگر مايل باشند براي ماچ ماليزاسيون
مشرف شوند يا مايل نباشند، بايد اين نكته را به خاطر داشته باشند كه بعد از سه
چهار روز... زررر... صداي گوشي خانه گل دختر را به صدا در بياورند و
دوباره وقت بگيرند يا اينكه از بابت پذيرايي تشكر كنند و ديگران طرف ها پيدا
نشوند... يعني شما خانواده شازده پسر! لطفا به مثابه... رفتار نكنيد، كه برويد و
پشت سرتان را هم نگاه نكرده و گل دختر سفيد مفيد كه حالا غمگين است و زردمبو
شده و زير چشم هايش گود افتاده را بلاتكليف بگذاريد!
اين تشكر كوچك نشان دهنده ادب خودتان است.
آباريكلا شازده پسر ها و گل دختر هاي تپلي!
يه دختر خوب هيچ وقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش عاشق نميشه ...
يه دختر خوب بيشتر از....![]()
![]()
![]()
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده
باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي
خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد:
دوستت دارم![]()
![]()
![]()
كاش ترازويي براي اندازه گرفتـن دلتنگيهايم وجود داشت آنوقت باور
ميکردي که به اندازه ي تمام دلتنگي هايم دوستت دارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نخندید بابا اینها هم مگه دل ندارن
ولی خدایش خیلی ضایع هستن![]()
بابا نفر سومی رو نگاه کن چقدار جس گرفته ![]()
![]()
![]()
سلام بچه ها این عکس دختر خواهرمه![]()
![]()
![]()
آقایون توجه داشته باشین زود اعتماد نکنید به دخترا![]()
![]()
این برای کسی که زیاد چت میکنه خیلی عالیه مگه نه؟؟
آخر عاقبت کسی که شیتونی میکنه!!!!![]()
![]()
این عکس کسی هست که نظر نمیده![]()
![]()
جون من نظر بده![]()
![]()
![]()
آخر عاقبت یک تصادف هر کی فهمید منظورم چی نظر بده!!!!
اعتراف ميکنم که بيش از اين تحمل تشنگي را که از بار عشقت روي قلبم احساس ميکنم را ندارم و با
چشمان به راه مانده اقرار ميکنم که با تمام وجود دوستت دارم و از ديار غربت دسته گلي مي فرستم که
نامش سلام بويش محبت و پيغامش غم؟؟؟؟؟؟![]()
نگاهت آسمان بود و گم شد.
دو چشمات سایبانم بود و گم شد.
به زیر آسمان در سایه تو.
دوستت دارم![]()
![]()
| ||||
|
|
| لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده، آسفالت زياد مياره، سرعت گير ميذاره! |
تا حالا خمیر دندان زن دیده بودید ؟؟؟؟